تبليغاتX
سرزمين يخي
گفتنيها كم نيست ، من و تو كم بوديم
 صدا کن مرا

zdqa87seqfzwn90f2639.jpg

 

صدا كن مرا

صداي تو خوب است

صداي تو سبزينه ان گياه عجيبي ست

كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد

 

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنها ترم

بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد

و خاصيت عشق اين است

|+| نوشته شده توسط سعيد در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  |
 گل

آن هنگام كه بوتهء خار به روي زمين تنها بود خداوند گل سرخي در كنارش روياند آن گل سرخ كنار آن بوته خار شكفت خداوند برگشت و آن گل را از روي زمين با خودش به آسمان برد اما آن گل ديگر هرگز نشكفت آري آن گل سرخ ريشه اش پيش آن بوتهء خار جا گذاشته بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود و آن هنگام بود كه خداوند گريست و گريست

|+| نوشته شده توسط سعيد در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 جدایی

اتل متل جدایی...عروسکم کجایی؟گاو حسن پریشون.....یه دل داره پر از خون...عشقم که رفت هندستون....خونم شده قبرستون....یه عشق دیگه بردار....یه دنیا قصه بردار....اسمشو بذار بچهگی....تا آخر زندگی.....هاچین و واچین تموم شد...عمر منم حروم شد.

  

|+| نوشته شده توسط سعيد در پنجشنبه یکم فروردین 1387  |
 شهر شب

|+| نوشته شده توسط سعيد در جمعه دهم اسفند 1386  |
 افتتاحيه

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

|+| نوشته شده توسط سعيد در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 
 
بالا